شد
امیدوارم خداوند منان نگاهش را از ما برنگرداند و با توکل به او
بتوانیم ترمهای اینده را نیز به خوبی بگذرانیم
در اولین پست این بلاگ توضیح داده شده است
شناسایی اداره به عنوان یک نظام علمی مستقل-نظرات تین دانشمندان را می خوانیم
*ویلسون
به نظر ویلسون علم اداره آخرین ثمره و نتیجه علم سیاست است.اما علم اداره مربوط به زمان ماست و تا اخر قرن نوزددهم این نویسندگان سیاسی بودند که درباره پیدایش دولت پایه های شکل گیری قدرت ها و اینکه چه کسی باید قانون وضع کند و ان قانون چه باید باشد ولی درباره چگونگی اجرای قانون کنتر سخن به میان امده است-از نظر ویلسون اجرای قانون مشکل تر از تدوین ان اس.
*فرانک هانس گودنو
گودونو اولین کتاب حقوق اداری تطبیقی خود را در سال ۱۸۹۳می نویسد.
در این کتاب مسایل اداره عمومی -مشکل ها یم دیریتی سازمان های کشورهای مختلف و چگونگی حل و فصل انها را بیان می کند.
او می گوید قرن حاضر قرن قانون اساس است.
قانون اساسی =شالوده کلی سازمان دولتی است
حقوق اداری و مقررات=مسایل اجرایی این طرح و شالوده کلی را بیان می کند.
گودنو از سازمان های بوروکراتیک جانبداری کرده ولی در نوشته هایش می توان فهمید که به عیب ها و نتایج نامطلوب اینگونه سازمانها واقف بوده است.
او می گوید -بررسی کشورهایی که بریا افزایش کارایی به سیستم های بورکراتیک روی اورده اند-گواه ان است که بورکراسی با ازادی و اموکراسی سازگاری ندارد
او جدایی اداره از سیاست را دنبال می کند.
*تیلر
انقلاب صنعتی تغییراتی را نهضت اداره امور دولتی ایجاد کرد
تیلر با مسایل مدیرتی و اداره سازمان سطحی برخورد نکرد بلکه کوشید است فلسفه آنها را دریابد و به زرفنای مسایل برسد.
به نظر او افزایش تولید ملی یک جامعه در صورتی تحقق می یابد که در استفاده از روش های علمی در کلیه زمینه ها میان مدیریت و نیروی کا ر همکاری وجود داشته باشد.
*فایول
نظریه اداری فایول-نتیجه مدیریت طولانی او در کمپانی معادن ذغال سنگ بود.
در سال ۱۹۱۶کتابی تحت عنوان اداره امور سازمان های صنعتی و عمومی منتشر کرد.
بررسی نوشته های فایول نشان می دهد او بیشتر به سه زمینه ی اصل ها-توانایی ها - و ظیفه های مدیریت بوده است.
اصولی که فایول مطرح می کند به ۱۴اصل فایول معروف هستند که من دیگر از ذکر انها خودداری می کنم
اهمیت نظریه فایئل در این است که به جای پرداختن به جزء ها که معمول زمان وی بود فرایندهای اساسی مدیرت را مشخص کردو ثابت نمود که مدیریت اموزش دادنی اشت.
از نظر فایول عناصر وظیفه ای مدیریت
-فنی
-بازرگانی
-مالی
-حسابداری
-ایمنی
-مدیریتی
را نامبرده است.
قسمت سوم از فصل دوم به مبحث اداره امور عمئمی علم است یا هنر می پردازد
*علم چیست؟
علم عبارت است از راه و روشی که بوسیله آنمی توان به مجهول ها و روابط دنیای تجربی راه یافت -دنیایی که جزء ها عامل ها و روابط آن کاملا قابل سنجش به کمک تجربه است
*سوء تفاهم هایی درباره علم هست
اطلاق عنوان علم به دانش عملی نه نظری
عاری دانستن علم از باورها و اعتقادها
قطعی دانستن پیش بینی های یک نظام علمی
* به عقیده لئوناردو وایت -علم اداره-روش ها و راههای اداره کردن و مدیریت را از مجرای نادرست و داوری هایی که مبتنی بر حدس و مشاهده های موردی بوده تغییر جهت داده و انها را به قلمرو علم رهنمون شده است.
*فیفر با وایت هماهنگ است در این زمینه که هر دوی انها درباره علم اداره از اصل ها و روابط های علیت نسبی و نه قطعی سخن گفته اندکه می تواند راهنمای خوبی برای مدیران در راه رسیدن به هدف ها به حساب اید
*دوران پیش از ۱۹۴۰
در این دوران اداره مانند فیزیک و طبیعی علم تلقی می شد که در این رابطه نظر ویلسون هومن فینر و استین اورده شده است.
*دوران پس از ۱۹۴۰
در این دوران هنر بودن اداره مطرح شد و وابستگی سیایت و اداره عنوان گردید و لذا دانشمندانی مانند پل ابل بی اعتقاد داشتند که چون حقیقت ها و ارزش ها درهم می امیزد پس درک رابطه علیت قطعی امکان پذیر نخواهد بود و لذا اداره به عنوان هنر تلقی شد و تید -هنر اداره را ایجاد هماهنگی میان فعالیت ها ی سازمان می دانست
در نهایت موضوع علم و هنر بودن اداره مطرح شد که در این رابطه نظر والدو و سایمون قابل بررسی است